لوگوی جدید شرکت اپل
یک دانشجوی رشته طراحی اهل هنگکنگ روز گذشته به مناسبت درگذشت استیوجابز، لوگوی جالبی برای این شرکت طراحی کرده است.به گزارش برنا، دانشجوی رشته طراحی اهل هنگکنگ روز گذشته به مناسبت درگذشت مدیرعامل شرکت اپل، تصویر استیو جابز را به صورت سایه درون لوگوی شرکت اپل طراحی کرد.
بر اساس گزارش دیسکاوری، طراحی این دانشجوی ۱۹ ساله بلافاصله در اینترنت منتشر شد. این دانشجو گفت: روزنامههایی از آمریکا و آلمان برای خرید حق امتیاز این لوگو با او وارد مذاکره شدهاند.
جمعه 20 خرداد 1390
چرا نباید به رستوران ۵ ستاره بروید؟؟
نویسنده:پانیذ
س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو ؟ یا قهوه؟”
ج: لطفا یک چای”
س: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟”
ج: “سیلان لطفا”
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید
زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
.
.
.
متن آهنگ از چی بگم یــــــاس :
میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین؟ راجب چی؟ ........... باشه بشین
چشاتو باز کن،یه لحظه مال من باش،یه لحظه بیا توی حس و حال من باش . . .
پس میکروفونو به دست من تو بده بگم،ازین زمونه و از دلی که تکه تکس
هر آهنگ منم مساویه ذکر یه درد،جز اینم ندارم یه فکر بهتر
از جومونگی بگم که شده سنبل رشادت،ایران براش شده مثل صندوق تجارت
پس هنرمند وطن الان کجاست؟ . . . نیست؟ ،اون تو زیر زمین میخونه چون که مجاز نیست . . .
از چی بگم برات؟
انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد؟
برای خواندن ادامه متن به ادامه ی مطلب بروید
همه دلگیرم |
||
گفتم:خدایا از همه دلگیرم ،
|
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
ادامه مطلب بروید